سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
عمو اکبر
بهترینِ برادرانت، کسی است که خطایت را فراموش کند و از نیکوکاری ات در حقّ خودش یاد کند . [امام حسن عسکری علیه السلام]

عمو اکبر

   1   2   3   4   5      >


الدَّرسُ الأوّل:
وَزن «مَفْعِلْ» (/«مَفْعِلَة»):
1. «إسْم مَکان»؛ مثل «مَهْدیه»
2. «إسم زمان»؛ مثل «فاطمیه»
.
.

.


http://www.3noqte.com/main/images/stories/shabanpoor/baghi-01.jpg


.
.

.


الدّرس الآخِر:وَزن «مَفْعِلْ» (/«مَفْعِلَة»):
1. «إسْم مَکان»؛ مثل «فاطمیه»
2. «إسم زمان»؛ مثل «مهدیه»



عمو اکبر ::: پنج شنبه 12/8/90::: ساعت 9:57 صبح


سلام


با این‌که در گذشته امکانات رسانه‌ای نزدیک به صفر بوده، ولی داستان بزبزقندی (شنگول و منگول و حبه‌ی انگور) اون‌قدر مشهوره که به جرأت می‌شه ادعا کرد که تقریباً کسی نیست اونو نشنیده باشه! اما واقعاً پیشینیان ما چه مفاهیم ارزشمند و مهمی رو می‌خواستن با این داستان به نسل‌های بعدی‌شون انتقال بدن که این قصه رو سینه‌به‌سینه به پشت هر کوهی رسوندن؟ من دیگه داستان رو تکرار نمی‌کنم، ولی پنج تا از نکات کلیدی درون این داستان رو که به بحث من مرتبط می‌شه انتخاب کردم که جهت یادآوری عرض می‌کنم:


(1) شناخت همه از دشمن یکسان نیست. {بزبزقندی آشنایی کاملی با گرگ و حیله‌های اون داشت، ولی بچه‌هاش با این‌که تذکرات لازم رو بهشون داده بود در نهایت گرگ رو نشناختن}
(2) اعتماد زیاد به ناپختگان و رها کردن آن‌ها به حال خود برای مواجهه با دشمن، ساده‌لوحانه و اشتباه است. {تنها رها کردن شنگول و منگول و حبه‌ی انگور در خانه}
(3) دشمن برای رسیدن به مقاصد خود، خود را خیرخواه و همانند معتمدین ما نشان می‌دهد. {گرگ: منم منم مادرتون! علف آوردم براتون!}
(4) حتی اگر زمانی با فریب‌خوردگان همراه بوده‌اید، سعی در نجات آن‌ها و جبران داشته باشید. {پنهان شدن حبه‌ی انگور و همکاری با مادرش برای نجات جان شنگول و منگول}
(5) برای پیروزی بر دشمن فریبکار، علاوه بر همکاری فرزندان، حضور مقتدر اولیا نیز ضروری است. {پاره شدن شکم گرگ توسط بزبزقندی و نجات فرزندان}


منم منم مادرتون!


1- کسانی که فکر می‌کنند همه حق مواجهه با ماهواره و غربال خوب و بد برنامه‌های آن را دارند، از فهم نکته‌ی (1) عاجزند.
2- کسانی که گمان می‌کنند ممنوعیت استفاده از ماهواره اشتباه است و نتها باید خطرات استفاده از آن را برای مردم گوشزد کرد، نکته‌ی (2) داستان بزبزقندی را در نیافته‌اند.
3- کسانی که برنامه‌های به ظاهر مفید شبکه‌های ماهواره‌ای را می‌بینند ولی از حس کردن دست‌های کثیف سرمایه‌گذاران یهودی آن‌ها عاجزند هرگز نکته‌ی (3) را درک نکرده‌اند.
4- کسانی که افکار عزیزان‌شان را قربانی شبهات ماهواره‌ای می‌بینند ولی برای نجات آن‌ها اقدامی نمی‌کنند از شعور «حبه‌ی انگور» خجل باشند! (نکته‌ی (4))
5- کسانی که برخورد ضربتی دولت با ماهواره را صحیح نمی‌دانند از درک نکته‌ی (5) و پایان خوش داستان غافلند.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پ.ن. 1: قمار (شرط‌بندی) حرام و از گناهان کبیره است. امّا اگر وسیله‌ای آن‌قدر برای قمار کردن استفاده شد که با دیدنش اکثر انسان‌ها به یاد قمار می‌افتند، استفاده از آن وسیله (یا به اصطلاح فقهی: آلت قمار) حتی بدون قمار کردن هم حرام است (مثل پاسور که طبق نظر مراجع در حال حاضر حتی پاسوربازی انسان با کامپیوتر هم حرام است!). هر چند با یک حساب سرانگشتی مطمئن می‌شویم استفاده از ماهواره هم به علت غلبه‌ی جنگ رسانه‌ای دشمن بر فوایدش حرام است، اما حضرت آیة‌الله مکارم شیرازی با استفتای جدید خود حجت را بر همگان تمام کرده‌اند: استفاده از ماهواره حتی برای دیدن شبکه‌های ملی و استانی هم حرام است! (آیا هنوز هم غیرت نهضت تنباکو در رگ‌هایمان جاری است؟!)
پ.ن. 2: عزیزانی که هنوز مفاهیم اصلی قصه‌های دوران کودکی را درنیافته‌اند، لطفاً ادای آدم‌بزرگ‌ها را در نیاورند!



عمو اکبر ::: یکشنبه 19/10/89::: ساعت 6:31 عصر


سلام. لطفاً تا انتها بخوانید!


خدا به ابراهیم در خواب چنین الهام می‌کند که باید فرزندش را قربانی کند.


 فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَی قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ الصَّابِرِینَ؛1
 چون با پدر به جایی رسیدند که باید به کار بپردازند، گفت: ای پسرکم، در خواب دیده‌ام که تو را ذبح می‌کنم. بنگر که چه می‌اندیشی. گفت: ای پدر، به هر چه مأمور شده‌ای عمل کن، که اگر خدا بخواهد، مرا از صابران خواهی یافت.


درباره‌ی اینکه این ذبیح اسماعیل2 است یا اسحاق3 روایات گوناگون است. این‌ دو گونه روایات متعارض‌اند و در مقام تعارض بین روایات، ترجیح با روایاتی است که موافق ظاهر قرآن4 است. در نتیجه، روایات دال بر ذبح اسماعیل برخوردار از اعتبارند و روایات ذبح اسحاق، از مدار حجیت خارج‌اند و علم آن روایات به صاحبان روایت (اهل بیت) واگذار می‌شود. بنا بر احادیث متواتر، ذبح در منطقه‌ی مکه روی داده است.5 فرزندی که در مکه بوده، اسماعیلعلیه‌السلام است.6 اسحاقعلیه‌السلام در منطقه‌ی فلسطین می‌زیست.7
سیر امامت در نسل ابراهیم، از اسماعیل ادامه ‌خواهد یافت. و اکنون این اسماعیل به امر خدا باید ذبح شود. شرط وصول ابراهیمعلیه‌السلام به امامت، این ذبح بود. خداوند برای امکان تداوم نسل امامت، به جای این ذبیح که شرط امامت است،‌ یک فدیه گذاشت.


فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ. وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ. قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ. إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِینُ. وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ. وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ؛8
چون هر دو تسلیم شدند و او را به پیشانی افکند، ما ندایش دادیم: ای ابراهیم، خوابت را به حقیقت پیوستی. و ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم. این آزمایشی آشکار بود. و او را به ذبحی بزرگ باز خریدیم. و نام نیک او را در نسل‌های بعد باقی گذاشتیم.



ابراهیم از آزمایش بزرگ خداوند سربلند بیرون آمد و خداوند به جای ذبح اسماعیل، ذبیح دیگری برای او فرستاد. در هیچ جای قرآن نیامده است که این ذبح عظیم یک گوسفند بوده است. مقام اسماعیلعلیه‌السلام بسیار بلند است. اسماعیلعلیه‌السلام در برابر آن ذبح عظیم،‌ صغیر است. پس باید بررسی کنیم که آن ذبح عظیم کیست؟ مطابق روایات، قوچی آمده و حضرت آن را ذبح کرده است،9 اما اینکه مراد از ذبح عظیم، آن قوچ بوده باشد،‌ این به سختی پذیرفتنی است. این ذبح عظیم،‌ ذبحی است که استمرار امامت را در دو جریان ممکن ساخت:
1) در جریان فیزیک و نسل: اگر اسماعیل آنجا کشته می‌شد، دیگر نسل پیامبراسلامصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و علی بن ابیطالبعلیه‌السلام نمی‌آمد. پس آن ذبح که به جای اسماعیلعلیه‌السلام گذاشتند،‌ باعث شد که او بماند تا آنها بیایند؛
2) در جریان بقا و استمرار دین و دینداری: امامت در زمان امام حسینعلیه‌السلام به مرحله‌ی پرخطری رسیده بود. اگر شهادت امام حسینعلیه‌السلام نبود، جریان دینداری و امامت از بین رفته بود. حادثه‌ی عاشورا اسلام را زنده نگه داشت. این ذبح عظیم هم تداوم نسل، و هم استمرار در نسل امامت را ممکن کرد تا حکومت آخرالزمان آمادگی تشکیل یابد. بنابراین این ذبح عظیم، امام حسینعلیه‌السلام است.


در روایتی از امام رضاعلیه‌السلام آمده است:
 لما أمر الله ـ عز و جل ـ إبراهیم أن یذبح مکان ابنه إسماعیل الکبش الذی أنزله علیه تمنی إبراهیم أن یکون قد ذبح ابنه إسماعیل بیده و أنه لم یؤمر بذبح الکبش مکانه لیرجع إلی قلبه ما یرجع إلی قلب الوالد الذی یذبح أعز ولده علیه بیده فیستحق بذلک أرفع درجات أهل الثواب علی المصائب فأوحی الله ـ عز و جل ـ إلیه یا إبراهیم من أحب خلقی إلیک فقال یا رب ما خلقت خلقا هو أحب إلی من حبیبک محمد فأوحی الله إلیه أ فهو أحب إلیک أم نفسک قال بل هو أحب إلی من نفسی قال فولده أحب إلیک أم ولدک قال بل ولده قال فذبح ولده ظلما علی أیدی أعدائه أوجع لقلبک أو ذبح ولدک بیدک فی طاعتی قال یا رب بل ذبحه علی أیدی أعدائه أوجع لقلبی قال یا إبراهیم فإن طائفة تزعم أنها من أمة محمد ستقتل الحسین ابنه من بعده ظلما و عدوانا کما یذبح الکبش و یستوجبون بذلک سخطی فجزع إبراهیم لذلک و توجع قلبه و أقبل یبکی فأوحی الله عز و جل یا إبراهیم قد فدیت جزعک علی ابنک إسماعیل لو ذبحته بیدک بجزعک علی الحسین و قتله و أوجبت لک أرفع درجات أهل الثواب علی المصائب و ذلک قول الله عز و جل وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ؛10
 هنگامی که ابراهیمعلیه‌السلام از آزمایش قربانی سربلند بیرون آمد، خداوند به او امر کرد: که به جای فرزندش اسماعیل، قوچی را که بر او فرود آمده بود، ذبح کند. ابراهیم آرزو داشت فرزندش را با دستان خود ذبح می‌کرد و مأمور به ذبح قوچ به جای او نمی‌شد. تا بر دل او همان حالتی وارد شود که بر دل پدرِ فرزندِ عزیز از دست داده وارد می‌شود و در نتیجه استحقاق بالاترین درجات ثواب صبر بر مصایب را بیابد. پس در این هنگام، خداوند ـ ‌عزّ و جل‌ ـ به او وحی کرد: ای ابراهیم، کدام یک از مخلوقات من نزد تو عزیزتر است. او پاسخ داد: ای خدای من، حبیب تو محمدصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم  محبوب‌ترین است. خداوند به او وحی کرد: آیا او نزد تو محبوب‌تر است یا خودت؟ گفت: او محبوب‌تر است. خداوند پرسید: آیا فرزند او نزد تو محبوب‌تر است یا فرزند خودت؟ پاسخ داد: فرزند او. خداوند فرمود: آیا ذبح ظالمانه‌ی فرزند او به دست دشمنانش در قلب تو دردناک‌تر است یا ذبح فرزندت به دست خودت برای اطاعتِ من؟ گفت: ذبح او به دست دشمنانش در قلبم دردناک‌تر است. خداوند فرمود: گروهی که گمان دارند از امت محمدند، فرزندش، حسین را پس از او ظالمانه خواهند کشت؛ همان گونه که قوچ را سر می‌برند؛ پس به سبب این کارشان مستوجب غضب من خواهند شد. در این هنگام ابراهیم شیون سر داد و قلبش به درد آمد و گریست. خداوند فرمود: ای ابراهیم، من این شیون تو را پذیرفتم و واجب دانستم بر خود که تو را با بالاترین درجات اهل صبر بر مصیبت‌ها برسانم. پس این معنای قول خداوند است که: «او را به ذبحی بزرگ باز خریدیم».
 


اینکه برخی گفته‌اند گوسفند چون بسیار بزرگ بوده، ذبح عظیم نامیده شده است!11 این پذیرفتنی نیست.


 اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا.12
خدا ابراهیم را به دوستی خود برگزید.13


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. سوره‌ی مبارکه‌ی صافات، آیه 102.
2. تفسیر برهان، ج5، ص30 و 35؛ نورالثقلین، ج4، ص420 ـ 422 و 430؛ روض الجنان و روح الجنان، ج16، ص215؛ تفسیر قمی، ج2، ص226؛ تفسیر صافی، ج4، ص276.
3. نورالثقلین، ج4، ص422؛ کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج11، ص172.
4. سوره‌ی مبارکه‌ی صافات، آیات 101 ـ 113.
5. البرهان فی تفسیر القرآن، ج5، ص30؛ نورالثقلین، ج4، ص420؛ معانی الأخبار، ص391؛ کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج11، ص172.
6. نقل است که عمر بن عبدالعزیز یکی از عالمان یهود را خواست و از او درباره ذبیح پرسید. او گفت: عالمان اهل کتاب می‌دانند که ذبیح اسماعیل است و از روی حسد انکار می‌کنند؛ زیرا اسحاق جد آنان، و اسماعیل جد عرب است و می‌خواهند این فضیلت برای جد ایشان باشد، نه شما. مجمع‌البیان، ج4، ص453؛ تاریخ طبری، ج1، ص162؛ الأنس‌الجلیل، ج1، ص40. و نیز ر.ک: مجمع البیان، ج 21، ص 28؛ روض الجنان و روح الجنان، ج16، ص211 و 213.
7. روض الجنان و روح الجنان، ج16، ص209؛ ر.ک: معانی‌الأخبار، ص391؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج5، ص30؛ الکاشف، ج6، ص351.
8. سوره‌ی مبارکه‌ی صافات، آیات 103 ـ 108.
9. کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج11، ص172؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج5، ص30 و 32.
10. الخصال، ص57؛ بحارالانوار، ج12، ص125؛ البرهان فی القرآن، ج5، ص30؛ نورالثقلین، ج4، ص429؛ کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج11، ص17.
11. روض الجنان و روح الجنان، ج16، ص218؛ مجمع البیان، ج12، ص30؛ منهج الصادقین، ج8، ص9؛ التبیان فی تفسیر القرآن، ج8، ص519؛ تفسیر صافی، ج4، ص275.
12. سوره‌ی مبارکه‌ی نساء، آیه 125.
13. تبار انحراف، چاپ1، 1383، ص80.



عمو اکبر ::: دوشنبه 29/9/89::: ساعت 3:13 عصر

   1   2   3   4   5      >

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 16
کل بازدید :34424
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
عمو اکبر[14]
با اینکه عموی شهیدم را هرگز ندیده‏ام، ولی او را از همه‏ی بستگانم به خود نزدیکتر حس می‏کنم. سعی می‏کنم آن‏گونه سخن برانم که لبخندش را از من نگیرد. از زبان او سخن می‏گویم، پس رضایتش شرط است!
 
>>لینک دوستان<<
خلوت من
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
گل نرگس
..::* حامیان ولایت *::..
haghjoo.ir (حــــــــــق جـــــــــــــو)
۞ گچساران بلاگ عشق ۞
شیدایی
بر و بچه های ارزشی
نگاهم برای تو
آرمان
سیمرغ
تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
پیاده تا عرش
خط سوم
زن بودن ممنوع
هو اللطیف
کلک بهار
راهنما
شب و تنهایی عشق
سیب خیال
بتلیجه
گل پیچک
هامون و تفتان
سلام شهدا
صل الله علی الباکین علی الحسین
تصویری از هنر مردم
زنان در جهان
به دنبال خویشتن خویش
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
مذهب عشق
معنای زندگی
آقاشیر
قافله شهداء
.:: رویش عشق::.
جاکفشی
مهاجر
کرچمبو شمالی-
ایحسب الانسان ان یترک سدی
دالانی به سوی خود بهشت
ایهاالناس بدانید گدای حسنم
حـــکــمـــت آ بــــاد
زورخانه باباعلی
ابن یاسین
هدیه
شرکت نمین فیلتر
شب مهتابی
عطش
آمعدلی خسروشاه
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
شهرماخانه ما (طرحی نو دراندازیم)
عشق یعنی بندگی کردن مثل حسین
کلبه مادرانه
سلام
علم بی‏نهایت، هنر،‏ دین ...
سوتک
کـــــلام نـــو
یک دو سه
اباصالحی
شهید سید محمد شریفی
خودنوشت
معجزه هزاره سوم
جز نقش تو در نظر نیامد ما را !!!
کهف الشهدا
.: حرف دل :.
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
آفاق
تا صبح انتظار
گفتگوی دوستانه
شیعه مذهب برتر
پرواز
در فراق وطنم
دختر غریب ، پایگاه عکس های جدید
موعود
رند
یکدلی در سفر زندگی
رهروان شهدا
آتش عشق
خود شناسی خدا شناسی دنیا شناسی
نور
موشک انداز
صور اسرافیل
خلوت تنهایی
شمیم
دست نوشته های من
انتظار
فانوس
یاس کبود
موجی عشق
جاده خدا
او برای دم هر ثانیه ام رحمتی بود عظیم!
در سایه سار وحدت
یاسی
خنده بازار
خط مقدم
نهج البلاغه
یعسوب
ساغر هستی
نسل برتر
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
زندگی
در هوای دوست
بهترین بهانه
.::روستای باصفای قیدو::.
بابای دوست داشتنی
چهار زبر
محرمانه
 
>>موسیقی وبلاگ<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<