عمو اکبر

+ فرهنگ سامورایی - فرهنگ بسیجی

یکشنبه 26 خرداد 1387 ساعت 2:56 عصر

سلام


پیش‏نوشت: این بار هم پستم طولانی شد. به تجربه برام ثابت شده که پست‏های طولانی مشتری کمی داره... ولی عیبی نداره..... حرفائیه که باید گفته بشه! به نخوندنش می‏ارزه!!!


ــــــــــــــــــ


آن زمان که کشور عزیزمان ایران از داشتن بزرگ‏ترین دانشمندان به خود می‏بالید، کشور ژاپن جزء کشورهای عقب‏افتاده محسوب می‏شد. ژاپن، تا زمان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، در اقتصاد حرفی برای گفتن نداشت. چه شد که ناگهان به چنین قدرتی تبدیل شد که محصولاتش سراسر گیتی را در مشت خود گرفته است؟ علت پیش‏رفت سریع ژاپن به سوی توسعه چیست که ما ایرانیان از آن بی‏بهره‏ایم؟!


پیش‏رفت ژاپن را باید در پیشینه‏ی فرهنگی آنان جست‏وجو کرد. فرهنگ سامورایی که در طول زمان به صورت خفته درآمده بود، به یک‏باره بیدار شد و این‏چنین موجبات شکوفایی یک ملت را رقم زد. در ادامه به برخی چارچوب‏های اصلی فرهنگ سامورایی اشاره می‏کنم تا مقایسه‏ای ذهنی با عملکرد خود داشته‏باشیم...



1. کار جمعی: در فرهنگ سامورایی، هدف سازمانی بر هدف شخصی ارجحیت دارد. مطرح شدن شخص در فرهنگ سامورایی جایگاهی ندارد. ژاپنی‏ها، علم روز دنیا را به دست گرفته‏اند و از آن به بهترین شکل ممکن استفاده می‏کنند، ولی هرگز کسب رتبه در المپیادهای علمی و ... را هدف قرار نمی‏دهند.


2. بهترین بودن: سامورایی‏ها برتری‏جو هستند و در هر زمینه‏ای که وارد می‏شوند می‏خواهند بهترین باشند. می‏خواهند بهترین خودرو را تولید کنند، بهترین تلویزیون را صادر کنند، بهترین... . در میهن عزیزمان ایران، مصادیق این ضرب‏المثل زیبا به وفور جریان دارد:


!The enemy of BEST is often GOOD


یعنی معمولاً «خوب» دشمن «بهترین» است! می‏خواهیم یخچال تولید کنیم، می‏گویند اینجا را عایق‏بندی کنید تا صدای یخچال قطع شود،‏ می‏گوییم «خـــــــــوبه آقا! مگه کی میخواد استفاده کنه! همینجوری خوبه! کفایت میکنه!». می‏خواهیم زعفران ایران را برای صادرات بسته‏بندی کنیم، «همین بسته‏بندی و برچسب‏کاری خوبه! ارزش نداره...»!
ارزش ندارد «بهترین» باشیم؟؟؟


3. وفاداری: در فرهنگ سامورایی، افراد تا پای جان به سازمان خود وفادارند و حتی اگر وجود خود را برای بقای حیات سازمان مضر ببینند، دست به خودکشی می‏زنند! هرگز فراموش نمی‏کنم که دولت ژاپن برای رفع کمبود برنج کشورش، از آمریکا برنج وارد کرد، ولی ژاپنی‏ها در خیابان دست به تظاهرات زدند و گفتند حتی اگر از گرسنگی بمیریم، جز از برنج خود مصرف نخواهیم کرد! متأسفانه در ایران اسلامی به محض این‏که مردم با مشکلی مواجه می‏شوند، از زیربنا انقلاب و مسئولین کشور را زیر سؤال می‏برند!


4. احترام به قانون: در فرهنگ سامورایی، سزای اهانت به قانون پذیرفته‏شده «مرگ» است! قانون‏مداری در همه‏ی اعمال و رفتار سامورایی‏ها موج می‏زند. یکی از دوستانم که به ژاپن سفر کرده بود تعریف می‏کرد که در یکی از بزرگراه‏های ژاپن، مشکلی پیش‏ آمد که اتومبیل آنان متوقف شد. وی افزود: حدود 50 دقیقه همان لاین بزرگراه به خاطر تراکم ترافیک مسدود بود، ولی هرگز هیچ‏یک از خودروها از آن لاین خارج نشد و به خطوط دیگر نرفت و هم‏چنان اتومبیل‏های دیگر با سرعت فراوان در لاین‏های دیگر بزرگراه در حال حرکت بودند!!! متأسفانه در ایران اسلامی، اکثر مردم تنها تا جایی به قانون احترام می‏گذارند که آن را همسو با منافع خود تشخیص می‏دهند.


5. فرمان‏پذیری: شخص رهبر در فرهنگ سامورایی، قانون ناطق است و اطاعت بی چون و چرا از وی اولویت اول سازمان محسوب می‏شود. هرگز فراموش نمی‏کنم که رئیس‏جمهور ژاپن برای صرفه‏جویی در مصرف برق، در تلویزیون ظاهر شد و استفاده از لباس خنک را به جای کت‏وشلوار رسمی جهت استفاده در ادارات توصیه نمود و همه اطاعت کردند... . در کشور عزیزمان ایران، ولی معظم فقیه بارها امر به تولید علم، نهضت نرم‏افزاری، صرفه‏جویی، نوآوری و ... کرده‏اند. به راستی کدام‏یک از ما در زمینه‏ی اجرای فرامین ایشان گام برداشته‏ایم؟! آیا عید سعید فطر که ایشان امر به صرفه‏جویی کردند، تغییری در رفتار مصرفی ما ایجاد کرد؟! آیا به تولید علم پرداختیم؟! در سال نوآوری و شکوفایی سهم ما از «لبّیک» چیست؟!


ـــــــــــــــــــ


فرهنگ سامورایی، در برابر فرهنگ بسیجی (به معنای واقعی کلمه) بسیار بسیار ضعیف است. فرهنگ بسیجی در گوشت و پوست و استخوان ما ایرانی‏ها ریشه دوانده است و جنگ تحمیلی آن را از قرن‏ها خواب بیدار کرد، ولی متأسفانه دوباره داریم آن را می‏خوابانیم! برای بسیجی‏هایی که روی مین می‏خوابیدند تا عملیات شکست نخورد، هدف شخصی مهم‏تر بود یا هدف سازمانی؟! هنگامی که امام امت فرمان می‏داد فلان‏جا باید آزاد شود، همین یک جمله کافی بود تا جان‏برکفان بسیجی همه چیز را در راه اجرای فرمان مولایشان فدا کنند. بسیجیانی هم‏چون شهید دکتر بهشتی، پروفسور مصطفی چمران، شهید زین‏الدین (رتبه‏ی ممتاز ورود به دانشگاه) و ...



...


روحیه‏ی بسیجی را در خود و جامعه زنده نگه داریم...


ـــــــــــــــــــ


پس‏نوشت: ای خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان، مرا از این راه طعنه زنند. باید به آن سنگ‏دلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می‏فروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه‏ی آن تیره‏دلان مغرور و متکبر را به زانو درآورم، آن‏گاه خود، خاضع‏ترین و افتاده‏ترین فرد روی زمین باشم.


(مناجات شهید چمران در دوران دانشجویی در آمریکا)


نوشته شده توسط : عمو اکبر

نظرات دیگران [ نظر]


+ دولت و موج گرانی

یکشنبه 19 خرداد 1387 ساعت 6:31 عصر

سلام


تورم قیمت‏ها در ماه‏های اخیر بسیار چشم‏گیر بوده و اکثر اقشار جامعه از گرانی به ستوه آمده‏اند. در این نوشتار سعی دارم به برخی از علل اصلی گرانی اشاره نمایم تا به صورت آگاهانه به واکاوی این پدیده بپردازیم و کسی را ظالمانه متهم نکنیم.


1. نرخ کالاها در کشور عزیزمان ایران، از بسیاری کشورهای توسعه‏یافته و ثروتمند پایین‏تر است. اصولاً هرچه کشوری عقب‏مانده‏تر و فقیرتر باشد، قیمت‏ها در آن کشور ارزان‏تر از ارزش واقعی کالاهاست. مثلاً اگر کسی که در ایران زندگی متوسطی دارد با همین درآمد به یک کشور عقب‏تر از ایران (ونزوئلا، افغانستان، و ...) سفر کند، می‏تواند رفاه بیش‏تری برای خود فراهم نماید و در آن‏جا ثروتمند محسوب خواهد شد. هرچه فاصله‏ی ما با کشورهای توسعه‏یافته (از نظر رشد اقتصادی و توسعه‏یافتگی) کمتر شود، قیمت‏ها نیز در کشورمان واقعی‏تر خواهد شد؛ تا جایی که دو کشوری که از نظر توسعه‏یافتگی یکسان هستند و قدرت اقتصادی‏شان برابر است، قیمت‏های تقریباً واحدی برای کالاهای خود دارند.
سرعت رشد اقتصادی کشورمان طبق آمارهای بین‏المللی در سال‏های اخیر زیاد شده و لذا افزایش رشد قیمت‏ها نیز دور از انتظار نیست. آن‏چه مسلّم است، مسیر رشد اقتصادی مسیری است که توسط کشورهای توسعه‏یافته تجربه شده است و مادامی که کالایی در کشور ما ارزان‏تر از آن کشورهاست، این افزایش قیمت هم‏گام با رشد اقتصادی ادامه خواهد داشت.


2. یک پارچ آب می‏تواند 10 نفر را سیراب کند، ولی اگر دو پارچ آب دیگر به آن اضافه کنیم و 40 نفر نیز به تشنگان اضافه شود، سهم آن 10 نفر کمتر خواهد شد و اگر خودخواه باشند معترض خواهند شد!
سیاست اصلی دولت نهم، عدالت‏طلبی است. جناب آقای دکتر احمدی‏نژاد از همان ابتدا توجه خود را به نقاطی معطوف کرد که از دید دولت‏های قبلی دور مانده بود. شهرستان‏های کوچک و اقشار فقیر جامعه که به فرموده‏ی امام خمینی (ره) صاحبان اصلی انقلاب هستند، کم‏کم به ورطه‏ی فراموشی سپرده شده بودند. طبیعی است کسانی که سر سفره‏ی نفت 7 دلاری به شادمانی نشسته بودند، نسبت به سهم خود از نفت 100 دلاری معترض باشند! اعتراض این قشر ساکن در کلان‏شهرها،‏ در برابر بارقه‏های امیدی که در جان پابرهنگان روستایی و مرزنشین روئیده است، هیچ محسوب نخواهد شد! بیت‏المال مسلمین، تبعیض نمی‏شناسد و دولت نهم شجاعانه صاحبان بیت‏المال را از 20 میلیون نفر به 70 میلیون نفر افزایش داده است. ناشکر نباشیم!


3. یکی دیگر از علل تورم در ایران، تورم جهانی است. در ماه‏های اخیر، تمام کشورهای جهان دچار تورم شده‏اند و مثلاً افزایش چشم‏گیر قیمت نفت و طلا ربطی به سیاست‏های اقتصادی دولت ایران ندارد. قیمت نفت و طلا در کشور، تابع قیمت جهانی‏ آن‏هاست. به دنبال گرانی این دو کالای اساسی، همه‏ی کالاها در عرصه‏ی بین‏الملل دچار تورم شده‏اند؛ تا جایی که حتی کشورهایی مثل امارات متحده‏ی عربی که طرفدار اقتصاد باز به صورت مطلق هستند مجبور شدند برای برخی کالاها سقف قیمت تعیین کنند! پس بخشی از تورم ایران ناشی از تورم جهانی است.


4. نفت ایران به دلار فروخته می‏شود، ولی واردات ایران بر حسب یورو است! از آن‏جا که واردات ما بیش‏تر از صادراتمان است، تفاوت قیمت یورو و دلار آسیب جدی به اقتصاد ما وارد می‏کند. مادامی که اپک مبنای مبادلات خود را از دلار به یورو تغییر ندهد، افزایش قیمت نفت برای ایران مضر خواهد بود! (دقت کنید!). زیرا به دنبال افزایش قیمت نفت، واردکنندگان نفت نیز قیمت کالاهای صادراتی خود را افزایش می‏دهند. ولی افزایش قیمت آن‏ها بر مبنای یورو است که نسبت به دلار ارزش بیش‏تری دارد و در نتیجه ما باید هزینه‏ی بیش‏تری برای واردات خود بپردازیم.


5. اگر نمودار جمعیت‏شناسی هر کشوری را به ترتیب سن ترسیم نماییم، از آن‏جا که هر چه سن افراد بالاتر می‏رود به خاطر مرگ و میر و ... جمعیت آن سن کاهش می‏یابد، نمودار تقریباً به صورت یک هرم درمی‏آید. به این هرم، «هرم جمعیتی» گفته می‏شود که در مطالعات استراتژیک و برنامه‏ریزی‏های بلندمدّت بسیار راه‏گشاست.
هرم جمعیتی ایران به شکل زیر است:
 



همان‏طور که ملاحظه می‏کنید،‏ نظم این هرم در سنین 18 تا 25 سال به هم خورده که ناشی از انفجار جمعیت ایران در سال‏های 1361 تا 1367 است که بیم خسارات جانی ناشی از ادامه‏ی جنگ تحمیلی منجر به آن شده است. این موج انفجار جمعیت که در مسائل جامعه‏شناختی به baby boom شهرت دارد، مانند ملخ‏هایی که به مزارع حمله می‏کنند به هر برهه‏ای از زمان که برسند ایجاد بحران (در اثر تقاضای فزاینده) می‏کنند. baby boom ایران در همان ابتدا کشور را با بحران شیرخشک مواجه کرد! سپس وقتی به سن مدرسه رسیدند، بحران کمبود فضای آموزشی در کشور به وجود آمد تا جایی که برخی مدارس مجبور شدند دوشیفته (صبح/ بعدازظهر) فعالیت کنند! در سنین کودکی باعث رشد قارچی کارخانه‏های پفک‏سازی و ... شدند! در سنین نوجوانی کارخانه‏های تولید دوچرخه و (کمی بعد) تولید موتورسیکلت چند برابر شدند! چند سال پیش کشور را با بحران کنکور و ورود به دانشگاه روبه‏رو کردند و در هر محفلی از معضل کنکور سخن رانده می‏شد و همه از این آب گل‏آلود در حال ماهی‏گیری بودند (آموزشگاه‏ها، مدرسین، مؤلفین کتب کمک‏آموزشی، ...). اکنون این قشر به سنی رسیده‏اند که در پی تشکیل زندگی و تهیه‏ی مسکن برآمده‏اند. برنامه‏ریزی برای تقاضای این قشر باید سال‏ها قبل توسط سازمان مدیریت و برنامه‏ریزی در دستورکار قرار می‏گرفت. طبیعی است که بدون برنامه‏ریزی،‏ اکنون با بحران مسکن مواجه خواهیم شد! نمونه‏ای دیگر از اثر baby boom را می‏توان در رشد پیش‏بینی نشده‏ی (!) سفرهای نوروزی امسال جستجو کرد،‏ زیرا این قشر به سنی رسیده‏اند که ماهیت ذاتی آن مسافرت و گردشگری است. جالب آن‏که هر کس از هر گوشه‏ای سعی دارد رشد چشم‏گیر گردشگری نوروزی امسال را به فعالیت‏ها و سیاست‏های دقیق خود نسبت دهد!
اگر هم‏چنان دست روی دست بگذاریم، باید برای دست و پنجه نرم کردن با بحران‏های بزرگ دیگر هم‏چون بحران کار، بحران خودرو، بحران ازدواج، ...، بحران بیمارستان و حتی بحران سنگ‏قبر به انتظار بنشینیم! حل چنین بحران‏هایی به صورت کوتاه‏مدت امکان‏پذیر نخواهد بود.


6. سرمای خشک و بی‏سابقه‏ی امسال،‏ ضربه‏ی بزرگی به اقتصاد کشور وارد کرده است. نمونه‏ی کوچک آن، از بین رفتن هشتاد درصد باغات انار کاشان است که به گفته‏ی کارشناسان تا 5 سال دیگر بار نخواهند داد! پس مثلاً اگر قیمت انار در سال جاری بیش از حد انتظار بود، ارتباطی به سیاست‏های اقتصادی دولت ندارد.


7. انقلاب اسلامی و پس از آن جنگ تحمیلی باعث شد مسئولین کشور سیاست کوپن و یارانه را دنبال کنند. ولی پس از پایان دوره‌‌ی بحران، کسی جرأت نکرد این سیاست را ملغی کند! ادامه‌ی اهدای یارانه به مردم ضرر بزرگی به اقتصاد کشور می‌زند. پرداخت این پول‌های بی‌بهانه باعث شده مردم ایران در کار خود کم‌فروشی کنند. اکنون که به خاطر حذف پلکانی این یارانه‌ها، مردم مجبورند قدری بیش‌تر زحمت بکشند تا گلیم خود را از آب بیرون بکشند، صدای اعتراض همه بلند شده؛ در حالی که حتی اکنون نیز کار مفید و مشغله‌های شغلی ایرانیان بسیار بسیار کم‌تر از امثال ژاپنی‌ها و آمریکایی‌ها و ... است!


8. با وجود تمام عللی که برای گرانی و بحران تورم برشمردم، وجود برخی شیطنت‏های سیاسی هم بی‏تأثیر نبوده است. کما اینکه حرکت‏های مافیایی و برنامه‏ریزی شده‏ی رشد انفجاری قیمت برنج برای تخریب وجهه‏ی اقتصادی دولت خدمتگزار، به اثبات رسیده است!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پ.ن: با توجّه به هم‏گرایی علل فوق در این برهه از زمان، باید خداوند را شاکر باشیم که سکّان اجرایی کشور به دست جناب آقای دکتر احمدی‏نژاد افتاده است. هم‏چنان که به لطف ایزد منان، در سالی که بسیاری از خانه‏های کشور از شدت ریزش برف ویران شد، تهران از وجود شهرداری چون وی به خود می‏بالید. واقع‏بین و منصف باشیم و مطمئن باشیم دشمن خیرمان را نمی‏خواهد و سخنی که هم‏سو با سخنان دشمن قسم‏خورده‏ی ماست، به نفع ما نخواهد بود...


نوشته شده توسط : عمو اکبر

نظرات دیگران [ نظر]


+ لیلای دو عالم

دوشنبه 13 خرداد 1387 ساعت 9:48 عصر


 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پ.ن. 1:


در تفسیر فرات کوفی از امام صادق علیه‏السلام نقل کرده که فرمودند:


إنا أنزلناه فی لیلة القدر،
اللیلة فاطمة، و القدر الله؛
فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرک لیلة القدر.
و أنما سمیت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها؛
و قوله و ما أدریک ما لیلة القدر، لیلة القدر خیر من ألف شهر، یعنی خیر من ألف مؤمن و هی أم المؤمنین.
تنزل الملائکة و الروح فیها، و الملائکة المؤمنون الذین یملکون علم آل محمد.
و الروح القدس هی فاطمة.
بإذن ربهم من کل أمر سلام هی حتی مطلع الفجر، یعنی حتی یخرج القائم.


مراد از «لیلة» در آیه‏ی «إنا أنزلناه فی لیلة القدر» فاطمه است و مراد از «القدر»، الله است.
پس هر کس حقیقت فاطمه را به درستی بشناسد، به راستی که شب قدر را درک کرده است!
و این‏که نام آن حضرت را فاطمه (=جدا شده) گذاشته‏اند به این خاطر است که خلایق از شناخت وی بریده و جدا شده‏اند...


 


پ.ن. 2:


آن روزها،


روزهای کودکی و بی‏قراری،


کتاب‏های درسی ما همیشه با عکس شما آغاز می‏شد؛


با همان لبخند ساده و صمیمی که انگار مستقیم خیره شده بودید به چشمان ما،


که «امید من به شما دبستانی‏هاست...»؛


حالا


امیدتان برای خودش کسی شده و قدم به دانشگاه گذاشته است آقا!


... و هنوز


جای لبخند شما


اینجا


گوشه‏ی قلب ما


صفحه‏ی اول تمام کتاب‏های درسی‏مان


خالی‏ست...


نوشته شده توسط : عمو اکبر

نظرات دیگران [ نظر]


+ سال نو !

جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 11:46 عصر

بسم رب الشهداء و الصدیقین


سلام


چندی است که سال جدید آغاز شده است. این دل‏نگار نیز به بهانه‏ی «بی‏بهانه نوشتن» ورق می‏خورد. برگ اوّل را با چگونگی نگاهمان به زمان، سیاه می‏کنم...


زمان، خطّی است، نه دایره‏ای! این لحظه، با لحظه‏ی پیش تفاوت دارد. ما مجبوریم برای بخش‏های مختلف زمان، نام‏های مشابه اعتبار کنیم! مجبوریم ساعت 2 بعد از ظهر امروز را، مانند دیروز، مانند پریروز، و مانند روزهای دیگر، 2 بعد از ظهر بنامیم! مجبوریم شنبه‏ی این هفته را، مانند تمام هفته‏های سال، شنبه بنامیم! ولی آیا این شنبه، همان شنبه‏ی گذشته است؟!



در کنکور شرکت می‏کنیم. می‏گویند: نگران نباش، اگر قبول نشدی، ان‏شاءالله سال بعد قبول می‏شوی.


آیا سال بعد، به اعتبار این‏که بر دایره‏ی نام‏های اعتباری قرار دارد، منطبق بر امسال است؟؟؟


تصمیم می‏گیریم هر روز صبح ورزش کنیم. صبح، خواب فریبمان می‏دهد. می‏گوییم فردا جبران می‏کنیم!


عهد می‏کنیم 40 صبح، دعای عهد بخوانیم. روز دوازدهم عهدشکنی می‏کنیم. مهم نیست!


امروز نشد، فردا!


این هفته نشد، هفته‏ی آینده!


...


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پ.ن. 1: مادامی که زمان را خطی نبینید، پیشرفت نخواهید کرد!


پ.ن. 2: با درج مشخصات ریز و درشت خود در پارسی‏یار مخالفم. ولی «بهترین حرف» را نیکو می‏دانم. آن را بخوانید و روی معکوسش نیز اندیشه کنید!


نوشته شده توسط : عمو اکبر

نظرات دیگران [ نظر]



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[26/3/1387- 2:56 ع] فرهنگ سامورایی - فرهنگ بسیجی
[19/3/1387- 6:31 ع] دولت و موج گرانی
[13/3/1387- 9:48 ع] لیلای دو عالم
[16/1/1387- 11:46 ع] سال نو !